تبليغاتX
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت...
سلام...

هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پرستاره است...

 

 

ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست...

یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست

ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو...

یا که من مست و خرابم یا که تارت تار نیست

 

 

هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پرستاره است...

 

 

گاهی دلم می گیرد

 از آدمهايي كه در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم

فریبت می دهند...

 دلم می گیرد از خورشيدي كه گرم نمی کند

و نوری که تاریکی می دهد...

 ازکلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند

دلم می گیرد...

 از سردي چندش آور دستي كه دستت را می فشارد

 و نگاهی که به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند

 از دوستی که برایت هدیه دو بال برای پریدن می آورد

 وبعد

پرواز را با منفور ترین کلمات دنیا معنی می کند

 

گاهی حتی

از خودم هم دلم می گیرد

 

هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پرستاره است... 

 

 

انتظار مثله دریا میمونه 

هر چی که جلوتر میری عمیق تر میشه... 

 

 

 هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پرستاره است...

 

ای فرزند آدم...

  اي فرزند آدم ...

 

دل تو حرم من است ،

 چگونه در حرم من بيگانه را راه مي دهي؟

 جان تو منزلگاه عشق من است ،

 چگونه در اين منزلگاه محبت ديگران را پذيرايي مي كني؟

 وجود تو فرش قدم هاي ياد من است ،

 چگونه ياد غريبه ها قدم بر اين فرش مي نهد؟

 

 اي فرزند آدم...

 در شگفتم چگونه تو با مردم انس مي گيري

 وبه ديگران دل مي بندي در حالي كه مي داني

 تنها خواهي مرد

 ومي داني تنها در قبر خواهي خفت و تنها در

 پيشگاه من خواهي ايستاد وتنها حساب پس خواهي داد؟

 آيا انديشيده اي چقدر تنها خواهي بود؟

 ساعتي؟ روزي؟

 ماهي؟ سالي؟

 چند هزار سال؟چند ميليون سال؟

 با خودت فكر كن و بيانديش

 هر قدر كه قرار است پس از مرگ با منتنها باشي در دنيا با من انس بگير،

 اگر لحظه اي ، لحظه اي

 

واگرهميشه ، هميشه ...

 

 

هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پرستاره است...

ادامه مطلب

|+|
آرزومنـد آرزوهـاتـون *مریم دختر شبای پاییـــــز* در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 0:0 [ بازگشت به بالا ]
1.

هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پر ستاره است...

عشق یعنی اینکه بدونی نمیشه
 ... اما نتونی ترکش کنی ...

هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پر ستاره است...

مانند پرنده اي باش که روي شاخه سست وضعيف لحظه اي مي نشيند

 و آواز مي خواند

 و

احساس سرما مي کند

شاخه مي لرزد ولي

 با اين حال به آواز خواندن خود ادامه مي دهد

 زيرا

مطمئن است که بال و پر دارد...

هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پر ستاره است...

 

آموختم که گاهی اوقات همه ی آن چیزی که انسان نیاز دارد،دستی برای گرفتن و قلبی برای درک شدن است...

 

هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پر ستاره است...

 اشك رازيست ،
لبخند رازيست ،
عشق رازيست ،

اشك آن شب لبخند عشقم بود !


قصه نيستم كه بگويي ،
نغمه نيستم كه بخواني ،
صدا نيستم كه بشنوي ،
يا چيزي چنان كه ببيني ،
يا چيزي چنان كه بدانی ،

من درد مشتركم مرا فریاد کن !


درخت با جنگل سخن مي گويد
علف با صحرا ،
ستاره با كهكشان ،
و من با تو سخن مي گويم ؛
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ريشه‌هاي ترا دريافته‌ام
با لبانت براي همه لبها سخن گفته‌ام
و دستهايت با دستان من آشناست !

در خلوت روشن با تو گريسته‌ام
براي خاطر زندگان
و در گورستان تاريك با تو خوانده‌ام
زيباترين سرودها را
زيرا كه مردگان اين سال
عاشق ترين زندگان بوده‌اند !

دستت را به من بده
دستهاي تو با من آشناست
اي ديريافته با تو سخن مي‌گويم !
به سان ابر كه با توفان
به سان علف كه با صحرا
به سان باران كه با دريا
به سان پرنده كه با بهار
به سان درخت كه با جنگل سخن مي‌گويد

زيرا كه من
ريشه‌هاي ترا دريافته‌ام
زيرا كه صداي من

با صداي تو آشناست ...

هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پر ستاره است...

ایکاش میفهمیدی...

هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پر ستاره است...

 

 

شکسپیر میگه:

 

به همه عشق بورز

 

به تعداد کمی اعتماد کن

 

و به هیچکس بدی نکن.

                    

                                              ایکاش یادمون بمونه! 

هر ستاره شبیست که از تو دورم...آسمان چه پر ستاره است...

ادامه مطلب

|+|
آرزومنـد آرزوهـاتـون *مریم دختر شبای پاییـــــز* در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 0:0 [ بازگشت به بالا ]
2.

   

ایکاش آرزوهای بزرگ تو

 

در دستان کوچک من بود

 

تا به تمامی آنها را به تو می بخشیدم

 

به دستانت نگاه کن اما

 

آرزوهای کوچک من در دستان بزرگ توست

 

چه هراسان می گریزی ...

 

 

با پول:

می توان خانه خرید، ولی آشیانه نه

رختخواب خرید، ولی خواب نه

ساعت خرید، ولی زمان نه

کتاب خرید، ولی دانش نه

مقام خرید، ولی احترام نه

دارو خرید، ولی سلامتی نه

خون خرید، ولی زندگی نه

و بالاخره می توان قلب خرید، ولی عشق نه ...

چارلی چاپلین

 

  

ادامه مطلب

|+|
آرزومنـد آرزوهـاتـون *مریم دختر شبای پاییـــــز* در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:0 [ بازگشت به بالا ]
3.

 

 

 

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو

 

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کسی میگوید

 

آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی

 

روی خندان تو را کاشکی میدیدم

 

شانه بالا زدنت را

 

و تکان دادنه دستت که مهم نیست زیاد

 

چه کسی باور کرد

 

جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد؟...

 

 

  

 

 

ادامه مطلب

|+|
آرزومنـد آرزوهـاتـون *مریم دختر شبای پاییـــــز* در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:0 [ بازگشت به بالا ]
4.

   

 

 

زندگی به من هم درسهای بزرگی داد

 

که آنان که بیشتر می نالند ....کمتر درد میکشند.

 

 آنان که بیشتر می بالند.... کمتر می دانند.

 

آنان که بیشتر خواهند... کمتر می دهند.

 

آنان که بیشتر بیان می کنند... کمتر عمل میکنند.

 

آنان که بیشتر از عشق دم می زنند....کمتر از آن بهره برده اند.

 

برای باور کردن افراد....هرگز به حرفها تکیه نکن...

 

هرگز به چشمها بسنده نکن...

 

زیرا تغییر خواهند کرد

 و در آخر...

زندگی ات را با کسی بگذران که نه الزاماْ هم درد تو....بلکه.....هم شأن تو باشد.

 

 

 

 

ادامه مطلب

|+|
آرزومنـد آرزوهـاتـون *مریم دختر شبای پاییـــــز* در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:0 [ بازگشت به بالا ]
5.

 

تومرامی فهمی

من تورامی خواهم

وهمین ساده ترین قصه یک انسان است

تومرامی خوانی

من تورا ناب ترین شعرزمان می دانم

وتوهم می دانی

تاابددردل من می مانی.

 

دوستت داشتم

 

 

ادامه مطلب

|+|
آرزومنـد آرزوهـاتـون *مریم دختر شبای پاییـــــز* در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:0 [ بازگشت به بالا ]
6.


  

هر وقت ازت خواستم دستامو بگيري ؛ بگير

 نه هر وقت فرصت کردي!

 شايد اون موقع من فرصت نکنم دستت رو بگيرم!

 

ادامه مطلب

|+|
آرزومنـد آرزوهـاتـون *مریم دختر شبای پاییـــــز* در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:0 [ بازگشت به بالا ]
7.

  

 

من در جست و جوی قطعه ای از آسمانم که از تراکم اندیشه های پست تهی باشد...

 

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

 

واندرین کار دل خویش به دریا فکنم

 

از دل تنگ گنهکار برآرم آهی

 

کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنم

 

 

  

 

ادامه مطلب

|+|
آرزومنـد آرزوهـاتـون *مریم دختر شبای پاییـــــز* در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:0 [ بازگشت به بالا ]
8.

 

 

                 مي‌روم شايد كمي حال شما بهتر شود

                 مي‌گذارم با خيالت روزگارم سر شود

 

  از چه مي‌ترسي برو ديوانگي‌هاي مرا

 

  آنچنان فرياد كن تا گوش عالم كر شود

 

  مي‌روم ديگر نمي‌خواهم براي هيچ كس

 

حالت غمگين چشمانم ملال‌آور شود

 

      بايد اين بازنده‌ي هر بار جان عاشقم

 

   تا به كي بازيچه اين دست بازيگر شود

 

                    ماندنم بيهوده است، امكان ندارد هيچ وقت

 

                  اين منِ ديرينِ من، يك آدم ديگر شود...

 

 

ادامه مطلب

|+|
آرزومنـد آرزوهـاتـون *مریم دختر شبای پاییـــــز* در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:0 [ بازگشت به بالا ]
******